شکست خوردن ایران قرارداد میدان نفتی اخبار اقتصادی و بازرگانی

شکست خوردن: ایران قرارداد میدان نفتی اخبار اقتصادی و بازرگانی

گت بلاگز اخبار حوادث دلارفروشان را با بی‌سیم سرکیسه می‌کردم

در نخستین برگ پرونده‌ای جنایی در پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران نوشته شده: حمید، 36 ساله، فوق‌دیپلم، جرم: دزدی مسلحانه و قتل عمد. او در پوشش مامور پلیس، د

دلارفروشان را با بی‌سیم سرکیسه می‌کردم

دلارفروشان را با بی سیم سرکیسه می کردم

عبارات مهم : ماشین

در نخستین برگ پرونده ای جنایی در پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران نوشته شده: حمید، 36 ساله، فوق دیپلم، جرم: دزدی مسلحانه و قتل عمد. او در پوشش مامور پلیس، دلارفروش ها را سوار ماشینش می کرد و پول هایشان را می دزدید.

آخرین دزدی او ولی با تیراندازی و قتل مرد دلارفروش آخر یافت. می گوید: مقتول 6 میلیون تومان دلار داشت. آنها را در یک کیسه گذاشته بود. هنگامی که فهمید مامور نیستم، چاقویش را درآورد. سلاحم را از زیر پایم برداشتم تا با نشان دادن آن، تسلیمش کنم. دنبال راهی می گشتم که او را از ماشین پیاده کنم ولی با مشت، ضربه ای به صورتم زد. ناگهان صدای تیر شنیدم. نمی دانم تیرها به کجای مقتول اصابت کرد. او ناگهان بی حال شد و روی صندلی افتاد.

دلارفروشان را با بی‌سیم سرکیسه می‌کردم

حمید با شلیک پنج گلوله، دلارفروش را کشت و با ترساندن به خودکشی و تیراندازی به سمت ماموران گریخت تا این که چند روز بعد، با مقاومت زیاد در منزل اش دستگیر شد. او در گفت وگو با برنامه رادیویی یک پرونده، یک روایت رادیو جوان، شرح بیشتری از زندگی خود و نقشه پنج فقره سرقتش بازگو کرده است.

قبل از دستگیری چه شغلی داشتی؟

با پرایدم مسافرکشی می کردم. البته در 15 سال اخیر، شغل های زیادی را آزمایش کردم، ولی بدشانسی آوردم. شاید یکی از دلایلش، محروم بودن من از خانواده باشد.

در نخستین برگ پرونده‌ای جنایی در پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران نوشته شده: حمید، 36 ساله، فوق‌دیپلم، جرم: دزدی مسلحانه و قتل عمد. او در پوشش مامور پلیس، د

چند سال داری؟ میزان تحصیلاتت چقدر است؟

36 ساله هستم و فوق دیپلم دارم.

خانه ات کجاست؟

در یکی از محله های قزوین. از آنجا با ماشین به کرج می آمدم و در مسیر فردیس و کمالشهر مسافرکشی می کردم تا هزینه های اجاره منزل و زندگی ام را جور کنم. البته قبل از آن چند ماه در ماشین خوابیدم.

دلارفروشان را با بی‌سیم سرکیسه می‌کردم

روز حادثه، ششم فروردین امسال هم جهت مسافرکشی به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده بودی؟

نه، آن روز، پنجمین بار بود که جهت دزدی به پایتخت کشور عزیزمان ایران می آمدم. البته نمی خواستم به کسی آسیب بزنم.

در نخستین برگ پرونده‌ای جنایی در پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران نوشته شده: حمید، 36 ساله، فوق‌دیپلم، جرم: دزدی مسلحانه و قتل عمد. او در پوشش مامور پلیس، د

تو در این دزدی مرتکب قتل شدی. با نقشه قبلی مقتول را گزینش کردی؟

نه، آن موقع خیابان ها خلوت بود. رفتم میدان فردوسی. مقتول کنار خیابان ایستاده بود. بی سیم خودم را نشانش دادم و به این بهانه که مامور پلیس هستم، او را سوار پرایدم کردم. گفتم در روزهای اخیر، درگیری هایی بین دلارفروش ها و مشتری ها رخ داده و چند نفر مضروب شده است اند. باید به پرسش هایم در این رابطه جواب بدهی.

یعنی بازجویی می کردی؟

دلارفروشان را با بی‌سیم سرکیسه می‌کردم

بیشتر او حرف می زد. تلاش داشت ثابت کند نقشی در درگیری ها نداشته هست. چند دقیقه بعد به تالار وحدت رسیدیم. گواهینامه اش را خواستم. گفتم باید اموالت را هم صورت جلسه کنم و بعد با هم به اداره پلیس برویم، ولی متوجه تناقض حرف هایم شد و کارت شناسایی ام را خواست.

فهمید مامور نیستی؟

بله، می خواستم از ماشین پیاده اش کنم، ولی کار به درگیری فیزیکی و تیراندازی کشید.

در دزدی های قبلی هم با مالباخته ها درگیر شده است بودی؟

نه، در چهار فقره قبلی روشم این بود که بعد از سوار کردن دلارفروش ها، پولشان را به بهانه صورت جلسه کردن می گرفتم و بعد به نزدیکی اداره آگاهی می رفتم. آنها را پیاده می کردم و می گفتم، خودتان به اداره بروید تا من ماشین را پارک کنم و بیایم. هنگامی که پیاده می شدند، فرار می کردم.

درگیری شما با مقتول چطور به شلیک گلوله منجر شد؟

مقتول شش میلیون تومان دلار داشت. آنها را در یک کیسه گذاشته بود. هنگامی که فهمید مامور نیستم، چاقویش را درآورد. ترسیدم. سلاحم را از زیر پایم برداشتم تا با نشان دادن آن، تسلیمش کنم. دنبال راهی می گشتم که او را از ماشین پیاده کنم ولی با مشت، ضربه ای به صورتم زد. یکدفعه دیدم لوله تفنگ به سمت صورتم هست. ناگهان گلوله ای از آن شلیک شد و به بازوی خودم خورد.

کار با اسلحه را در سربازی یاد گرفته بودی؟

من از کودکی به اسلحه علاقه داشتم.

چطور شد که گلوله های بعدی به مقتول خورد؟

مقتول با لگد به صورت من و شیشه جلو ضربه می زد. با هم درگیر بودیم که ناگهان صدای تیر شنیدم. اصلا نمی دانم تیرها به کجای مقتول اصابت کرد. او ناگهان بی حال شد و روی صندلی دراز کشید. لباس خودم هم خونی شده است بود. می خواستم او را به بیمارستان برسانم که ماشین راهنمایی و رانندگی سر رسید.

ماموران به شما دستور ایست دادند؟

مدام بوق می زدند و آژیر می کشیدند. داشتم فرار می کردم که مقتول دستش را به فرمان گرفت و باعث شد، تعادل ماشین را از دست بدهم و با چندینه دستگاه خودروی دیگر تصادف کنم.

وقتی ماشین متوقف شد، با مامورها درگیر شدی؟

تیغ کاتر را از داخل داشبورد ماشین برداشتم و با آن دست و گلویم را بریدم. افسر فریاد زد داری چه کار می کنی؟ کسی با تو کاری ندارد… اسلحه دومم را درآوردم. گفتم بعد راه را باز کنید، فرار کنم. آنها هم ماشینشان را جابه جا کردند و من متواری شدم.

براساس محتویات پرونده، پنج گلوله به مقتول زدی و حداقل سه گلوله به سمت ماموران شلیک کردی. زخم هایی که با کاتر ایجاد کردی هم جدی نبوده.

قصدم فقط فرار کردن از دست پلیس بود. نمی دانم چند گلوله شلیک کرده ام. تیغ کاتر هم زنگ زده بود. جهت همین زخم عمیقی ایجاد نکرد.

بعد از فرار به کجا رفتی؟

به منزل ام در کرج.

نگران نبودی بلایی سر دلارفروش آمده باشد؟

چرا، ولی آن موقع هنوز نمی دانستم قاتل شده است ام. تمام بدنم می لرزید.

سعی نکردی از آینده مقتول باخبر شوی؟

بارها سایت پلیس را چک کردم. من خودم را معرفی نکردم، ولی فرار هم نکردم.

مقتول چند سال داشت؟ متاهل بود؟

45 ساله بود. متاهل نبود وگرنه فشار بیشتری به من می آمد.

سرقت ها را از دو سال و نیم پیش شروع کردی، یعنی از همان موقع که در ماشینت، کنار خیابان می خوابیدی. پدر و برادرت آدرس تو را نداشتند. فکر می کردی با مشخص نبودن آدرست، کسی نمی تواند دستگیرت کند؟

نه، مطمئن بودم اگر پلیس بخواهد، می تواند پیدایم کند.

به مواد مخدر اعتیاد داری؟

نه.

اگر آزاد شوی، چه کار می کنی؟

دعا کنید این اتفاق بیفتد. من در این 36 سال هیچ روز خوشی نداشتم. در زندگی، هیچ فرصتی به من داده نشد. هیچ وقت کسی نگفت، تو فلان استعداد را داری و می توانی در این مسیر از آن استفاده کنی. حتی هنگامی که با کلی اشتیاق، شبانه درس خواندم و فوق دیپلمم را گرفتم، کسی استعدادم را کشف نکرد. امیدوارم وقت دوباره ای به من داده شود. من با تمام قلبم متاسفم.

اخبار حوادث – جام جم

واژه های کلیدی: ماشین | گلوله | در ماشین | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs